سفارش تبلیغ
صبا ویژن
از مصاحبت با فاسقان، بدکاران و آنان که آشکارا مرتکب معصیت می شوند، بپرهیز . [امام علی علیه السلام]

مرا دوست بدار اندک ولی طولانی

 
 
گفتم عشق چیست ؟(دوشنبه 89 مرداد 11 ساعت 5:51 عصر )

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم


 




 
فرق عشق با ادواج(شنبه 89 مرداد 9 ساعت 12:6 صبح )

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)

Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast



 

1ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم

می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 2ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت‌شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند.

بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند.

 مرده و زنده‌‌شان یکی است.

3ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان

را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند.

دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4 ـ توجه آ نانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم.

اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم، باز می‌شناسیم، می فهمیم

که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند.

ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان.

اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند.

 اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست

 می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم.

شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد



 
شبیه بارون(شنبه 89 مرداد 9 ساعت 12:5 صبح )

اومدی شبیه بارون دله من خسته خاکه

واسه اون نم نمه چشمات ، نمیدونی چه هلاکه

نمی دونی ، نمیدونی واسه من چقدر عزیزی

شایدم می دونی اما منو باز به هم میریزی

نمی دونم چی رازیه که تو چشمات خونه کرده

هر چی هست اونقدر قشنگه که منو دیوونه کرده



 
سهراب(شنبه 89 مرداد 9 ساعت 12:5 صبح )

  و عشق تنها عشق...

  تو را به گرمی یک سیب میکند مأنوس...

  و عشق تنها عشق...

  مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد...

  "سهراب سپهری"



<      1   2   3   4   5   >>   >




بازدیدهای امروز: 37  بازدید

بازدیدهای دیروز:24  بازدید

مجموع بازدیدها: 29342  بازدید


» لینک دوستان من «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «